محمود نجم آبادى
117
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
كمكم معتقد گرديدند ، غير از اينها خون نيز سهمى مهم در انتشار بيمارى در سراسر بدن دارد ، چنان كه در دوران ساسانيان مؤمنين مؤظف بودند طهارت و قوه حياتى خون كه بدن را بمانند زيورى آرايش مىداده حفظ نمايند . به نظر مىرسد ، عفونت از راه فعل و انفعالات شيميائى يكى ديگر از علل امراض طبيعى تشخيص داده شده است . ب ) تندرستى - در فرس و سانسكريت دروو Duruva و Dhruva به معناى استوار و پايدار آمده و در گزارش پهلوى اوستا به درست Durust ترجمه گرديده است . آنگاه در اوستا دروتات Drvatat يعنى درستى آمده است و چنين به نظر مىرسد كه بايد كلمه درستى مركب از دروا Drva و ستى باشد كه به معنى بود ، وجود ، يا هستى و آفريده است ( از مرحوم پورداود ) . درباره درمان و تندرستى و خوشى سرزمين چنين آمده است : " در يسنا 68 فقرهء 15 " رامش خواستارم از براى اين سرزمين از چراگاه خوب برخوردار تندرستى ( و ) درمان خواستارم ، از براى شما مردان پارساى پاك هرآنچه اندر ميان زمين و آسمان نيك ( و ) نغز است ، خواستارم ، ( از براى شما ) : هزار درمان ، ده هزار درمان " . اميدواريم مجددا درباره علل بيمارى در فصل مربوط به نامهاى بيمارى حق مطلب را بهتر ادا نمائيم . 8 - بهداشت ( حفظ الصحه ) - در آئين زرتشت آمده است ، كه وقتى شخصى چهار صفت خدائى راستى و درستى ( اشا و هيشتا ) و منش پاك ( وهومن ) و اقتدار و قوه